شهرستان جویبار یکی از شهرستانهای مرکزی استان مازندران است. مرکز این شهرستان شهرجویبار است.

 

شهرستان جویبار که ۶٫۲٪ از جمعیت استان را داراست.

(شامل: جویبار، لاریم، تیرکلا)

 

مختصات جغرافیایی آن ۴۷- ۵۲ تا ۵۸- ۵۹  طول شرقی از نصف النهار مبدا و ۳۳ ۳۶ تا ۴۷ ۳۶ عرض شمالی است. حدود آن از شمال به دریای مازندران از جنوب به شهرستان قائمشهر از شرق به شهرستان ساری واز طرف غرب به شهرستان بابلسر می‌رسد.

طبق آمار سال ۱۳۷۹ جمعیت شهرستان جویبار ۷۲۶۶۵ نفر بوده‌است و ۶۸٪ جمعیت در نقاط روستایی سکونت داشته‌اند. جویبار پیشتر بخشی از شهرستان قائم‌شهر بود و در سال ۱۳۷۶ به شهرستان تبدیل شد .طبق تقسیمات کشوری سال ۱۳۷۷ دارای دو بخش گیل خواران ومرکزی و۴ دهستان حدود ۳۰۰ کیلومتر مربع وسعت بوده‌است.

از جمله روستاهای مهم جویبار می توان دو روستای کردکلا و لاریم را نام برد.مردم این منطقه همگی به زبان مازندرانی صحبت میکنند. همانطوری که گفته شد یکی از روستاهای مهم شهرستان جویبار - کردکلا - که امروزه به شهر تبدیل شده است توسط کردهای مهاجر که از کردستان توسط آقا محمد خان قاجار برای حفظ مناطق شمالی کشور از گزند بیگانگان بوجود آمد . کردهای مهاجر به سرپرستی محمد حسن خان کرد به این منطقه مهاجرت کردند و پس از محمدحسن خان کرد , قلیچ خان کٌرد سرپرستی این منطقه از کشور را بدست آورد - لازم به ذکر است که این منطقه در زمان آقا محمد خان قاجار از مرز ساری تا بابلسر به طور یکنواخت ادامه داشت و شهر جویبار در آن زمان یکی از روستاهای کوچک اطراف کردکلا بود.

 

هم اکنون کردهای مهاجر شمال به عنوان خاندان اتقائی شناخته می شوند.

ویکی دیگر از مهم ترین و بزرگترین روستای این شهرستان لاریم است . که مورد تحقیق و بررسی ما

قرار گرفته است. لاریم بزرگترین روستا در بین حومه های قائم شهر و جویبار است. هم از نظر وسعت روستا و هم از نظر تعداد جمعیت .

 

 

 

  

معرفي روستا به لحاظ موقعيت جغرافيايي:

 

لاریم از نظر موقعیت جغرافیایی به طول جغرافیایی 50 -52 و عرض جغرافیایی 36 - 45 در حاشیه شمالی شهرستان جویبار از بخش گیلخواران واقع شده است .اين روستا با ارتفاع منفي 20 متر از سطح آ بهای دریای آزاد قرار دارد.مجموعه روستایی لاریم به عنوان بزرگترین روستای شهرستان جویبار در قسمت شمالی آن واقع شده است. این روستا از سمت شمال در فاصله 4کیلومتری به دریای خزر،از سمت جنوب به روستاهای ایزد خیل ورنگریز محله، از سمت شرق به روستاهای بالا زرین کلا و پایین زرین کلا و از سمت غرب به روستاهای علی آباد و کرد خیل محدود می گردد. راه دسترسی به مجموعه روستایی لاریم  از طریق محور ساری__لاریم بوده وفاصله این روستا با شهرستان جویبار 12کیلومتر،با شهرستان ساری25کیلومتر و با شهرستان بابلسر 25کیلومتر می باشد.  

جمعيت اين روستا در سال 1375 در غالب 955 خانوارو 1323 خانواده، تعداد مردان 2308وتعداد زنان 2399در سال 1385 بود .

 

 

 

عوامل مؤثر در شكل گیری روستا:

 

برای پیدایش یک روستا ،ارتباط مستقیمی  بین استقرار یک سکونتگاه با عوامل طبیعی ،اقتصادی و اجتماعی وجود دارد. در خصوص شکل گیری مجموعه روستایی لاریم می توان به عوامل مختلف طبیعی مانند: توپوگرافی مناسب ،اراضی مساعد وحاصلخیز برای کشت برنج،گندم، آفتابگردان ومرکبات،آب فراوان،رود خانه سیاهرود در بافت میانی روستا ،نزدیکی به دریای خزر، وجود مراتع.

وعوامل اجتماعی مانند: مهاجرت مالداران ازتوابع سواد کوه جهت تعلیف دامهای خود به منطقه به جهت وجود مراتع خوب . و عوامل سیاسی به جهت موقعیت چهارراهی به دلیل واقع بودن در حاشیه محور ساری_ لاریم _بهنمیر_بابلسر و لاریم _جویبار_ساری اشاره کرد.   

 

 

 

 

 

 

 

 

قدمت روستا:

 

با توجه به بررسی های به عمل آمده واظهارات مسئولان محلی ،در مکانی نزدیک ساحل دریا که معروف لاریم دهنه بوده بر اثرتاخت و تاز ترکمن ها ساکنان روستا محل استقرار خود را به بالا ست رود خانه سیاهرود تغییر داده اند.

قدمت این روستا بیش از250سال می رسد .براساس نوشته های رابینو«جهانگرد فرانسوی » این روستا حدود 150سال پیش ؛ بیش از 200خانوار بوده است.این روستا بین چند دهه گذشته زمانیکه علی اکبر دهخدا لغت نامه معروف خود را می نوشته تعداد 1300نفر جمعیت داشته است.

 

 

چگونگی انتخاب نام  لاریم برای این روستا براساس گفته های مردم:

 

 اهالی در مورد چگونگی به وجود آمدن روستایشان می گفتتند: اجداد ما ابتدا در کنار در یا ساکن بودند وبا ساحل فاصله ای نداشتند که نام ده خود را «لَزوار» گذاشته بودنند . وقتی شوروی، از طریق دریا حمله کرد مردم عقب نشینی کردنند و در یک کیلو متری دریا آبادی جدیدی  را به وجود آوردنند و چون این منطقه جدید جنگلی بود و یک منطقه خوش آب وهوا بود «لار» نامیدند و از طرفی به خاطر نزدیکی با دریا «یَم » نیز می گفتند واین شد که امروز این روستا را لاریم می نامند.

 

 

لار : خوش آب و هوا ، جنگلی ، پراز درخت........

 

یم: نزدیک دریا

 

 

چرا بزرگ ؟

لاريم يكي از بزرگترين روستاها در اطراف شهرستان جويبار و قائم‌شهر است . مردم اين روستا روي كلمه بزرگي تعصب خاصي دارند و هميشه لاريم را با اين صفت مي‌آورند . مثلاً نام باشگاهي كه در محل است خيبر لاريم بزرگ و يا سوپر چمن لاريم بزرگ است . بزرگ بودن روستا در بين روستاهاي اطراف باعث شد كه خيلي پيشرفته تر از روستاهاي اطراف باشد. امكاناتي نظير داروخانه و بانك ، شركت تعاوني ، مركز بهداشت، انواع مغازه‌ها براي رفع احتياجات ، باشگاه ، كانون قران ،‌پلي‌استيشن و ....

 

 

 

ساختار فیزیکی روستا:

 

روستا در سمت چپ جاده اصلی ساری-بابلسر قرار گرفته است. در ورودی محل با مغازه های زیادی روبرو می شویم .لوازم تحریر، لوازم یدکی ،خواروبار فروشی وهمین طور دفتر شورای اسلامی در ابتدای محل قرار گرفته است. دو میدان امام حسین و شهدا و 5مسجد ،دومدرسه ابتدایی، دو مدرسه راهنمایی ودبیرستان ، مهد کودک ،کانون آموزش قرآن، مرکز بهداشت ،دهداری،........ در روستا وجود داشت.و همین طور تکیه ای به نام پیرعلم که مردم به آن اعتقاد زیادی دارند که 700یا800متر با ابتدای روستا فاصله دارد. به دلیل بزرگی روستا اهالی روستای خود را به بزرگ وکوچک تقسیم می کنند.به یه قسمت از محل ُخوردِ لاریم یعنی«لاریم کوچک» می گویند.که از نظر قومی و فرهنگی هیچ گونه تنوعی در آن مشاهده نمی گردد. لاریم بزرگ در فسمت شمال،شرق وغرب بافت مجموعه روستایی شکل گرفت. که از لحاظ تعداد واحد های مسکونی وتنوع کابری ها از تراکم بیشتری برخوردار بوده .خرده لاریم در جنوب غربی متصل به بافت روستایی لاریم می باشد که تراکم واحد های مسکونی  در آن بسیار کم واز امکانات وخدمات نامناسبی برخوردار می باشد.

اهالی روستای خود را از گذشته  محله بندی می کردند. وبرای هر محله نامی باتوجه به افرادی که در آنجا زندگی می کردند یا بر اساس تکایا....که وجود داشت انتخاب می کردند.این محله ها عبارت اند از: کاکو محله؛به این دلیل که بیشتر افرادی که درآنجا زندگی می کنند فامیلی شان کاکویی است. یا عرب محله، پیر تکیه محله ؛به دلیل وجود تکیه پیرعلم ،تازه آباد؛  محله ای که بعد از انقلاب اسلامی ایران مردم در آنجا شروع به زندگی کردند.دین بن ؛ محله ای که در زیر تپه ای قرار گرفته ، بالا آببندان؛محله ای که بعد از آببندان قرار گرفته. زمین های کشاورزی درانتهای روستا واقع شده است.بعد از آبندان زمین های کشاورزی قرارگرفته است. زمین های کشاورزی هم برای خود نام هایی دارند درست مانند داخل روستا .مثلا به یک قسمت از زمین ها شوردشت(زمین شور)،  کنی بن،آقازامون....... می نامند.

شکل خانه ها در مقایسه با حال تغییر کرده در گذشته خانه ها قطاری ساخته می شد.وپسران در کنارپدر ومادر زندگی می کردند.اما حالا هم شکل خانه عوض شده وهم پسرا ن مستقل زندگی می کنند،فقط گاهی اوقات پسرآخر بعداز ازدواج در کنارپدرو مادرمی ماند. به گفته خود اهالی پسر بعد از ازدواج همسایه پدر می شود.  

 

 

 

 

 

اماکن وبناهای تاریخی:

- مرقد مطهرعبدالله بن موسی کاظم ازفرزندان امام موسی کاظم می باشدکه در زمان امامت امام رضا(ع) به ایران آمده ودر این منطقه توسط دشمنانش به شهادت رسیده .

- یکی دیگر از بناهای مهم در این منطقه پیرعلم می باشد.که به گفته اهالی یه سید پیری بود. این زیارتگاه نقش زیادی را در زندگی روزمره مردم ایفا می کند. مردم هر کاری که می خواهند انجام دهند قبلش یا پیر علم می گویند.

از جاهای دیدنی دیگر این روستا آبندان است .که در فصل زمستان محل زندگی گونه های بی نظیر پرندگان می شود وچشم انداز زیبایی را برای علاقه مندان فراهم می آورد. آبندان برای اهالی یک منبع درآمد خوبی را در این فصل ایجاد می کند.ازجمله پرندگانی که در این منطقه یافت می شود. (آتكا) چنگك ،غرقاز( دارغاز ) ، لك لك (وكا) ، اردك صحرايي ( سيكا ) ، اردك مرمري (تبيك ) كله غاز ، غاز كانادايي ( بامشي غاز ) .....

 

 

 

وضعيت اقتصادي :

1)        شغل اكثر مردم كشاورزري است و به كشت برنج مي‌پردازند . زمينهاي كشاورزي در خارج از روستا قرار دارد . مردم زمينهاي خود را به جوله (عميق ) و شور دشت تقسيم بندي كرده‌اند .

2)                امرار معاش مردم اين روستا تركيبي از دامداري و كشاورزي و شغل آزاد مي باشد .

به دليل وجود آبندان در اين روستا آمدن انواع پرندگان مهاجر در فصل زمستان به اين آبندان يك نوع يك نوع شغل ديگر را به وجود آورده است كه در ماههاي دي و بهمن و اسفند مردم به شكار پرندگان مي‌پردازند و مردم يك روز را انتخاب مي‌كنند و به شكار مي‌پردازند و روزهاي ديگر حق شكار كردن ندارند (قرق شكني)

در اين روستا هر هفته روزهاي چهارشنبه در وسط اين روستا بازار بزرگي مي‌شود و تمام وسايل مورد نياز اعم از خوراك و پوشاك د اين بازار وجود دارد و مردم روستاهاي اطراف به اين روستا مي‌آيند و اين بازار يك نوع شغل ديگر را براي مردمان فراهم كرد .

 

 

 

 

رودخانه سیاه رود:

این رودخانه از ارتفاعات برنجستانک در 15 کیلومتری جنوب شرقی قائم شهر سرچشمه می گیرد. سیاه رود 65 کیلومتر طول دارد و دارای مسیر ی پر پیچ و خم است . شاخه های متعدد آن بین قادیکلا و ساروکلا به هم پیوسته و پس از عبور از شرق قائم شهر و مشروب نمودن اراضی مسیر از روستا های لاریم جویبار گذشته به دریا می ریزد . کشاورزان حدود 30 روستا از آب این رودخانه استفاده می کنند . امروزه آلودگی حاصل از پسابها و فاضلاب های خانگی و صنعتی ، که به این رودخانه می ریزند موجبات نگرانی همگان را فراهم آورده است . سیاه رود از وسط لاریم می گذرد ،که روستا را به دو قسمت تقسیم کرد .که این دو قسمت به وسیله پل به هم وصل می شوند.

این رود که روستا را از هم جدا کرد کلمه ای به نام « یُوری»را به وجود آورد که اهالی روی این کلمه اختلاف دارند مردمانی که در شمال پُل قرار دارند به اهالی که در جنوب پل قرار دارند  یوری می گویند و همین طور مردمانی که در جنوب قراردارند  به اهالی آن طرف پل می گویند شما یوری هستید. ما در آخر متوجه نشدیم کدام دسته یوری اند .

 

 

 

 

سیاه رود.....

 

 

 

 

 

 

 

اگر چه روستای مورد تحقیق ما دیگر رنگ و بوی سنتی را در خود ندارد .اگرچه شکل خانه ها تغییر کرد، اگر نوع وسبک زندگی روستاییان عوض شده، اگر در مقابل 50یا 60 سال پیش چهره روستا عوض شده ، اما این پیشرفت ها باعث نشده که در رفتار و عقاید مردم تغییری حاصل شود. و چه زیبا می شود که سنت و مدرنیته در کنار هم قرار می گیرند.

 

 

برخي از باورهاي مردم:

 

اهالی به چشم زخم یا همان شوری چشم اعتقاد زیادی دارند و معتقد اند چشم شور ممکن زندگی آن ها را ازاین رو به آن رو کند.و برای در امان بودن از عذابی که ممکن است در انتظار شان باشد کارهای مختلفی انجام می دهند. مثلا به هنگام ساختن خانه یک پارچه کبود بر بالا ی خانه خود می گذارند ویا فردی که مورد زخم چشم قرار گرفته برای این که از عذابی که قرار است بیافتد در امان باشد خاک کفش طرف مقابل را می خورد......

 

اهالی به جن اعتقاد زیادی دارند به طوری که نقش زیادی در زندگیشان  دارد.

 

یکی از اهالی که پیرمردی 70 ساله بود می گفت مادرم قابله بوده و بیشتر از100 بچه جن به دنیا آورده او می گفت مادرم می دانست آنها جن هستند  وجن ها ازاو می خواستند که کلمه را که می داند (بسم الله) را بر زبان نیاورد.

 

یکی دیگر از اهالی می گفت :  وقتی که جوان بودم کلاه یک جن را گرفتم به جن گفتم باید چیزی به من بدهی تا کلاهت را بدم وجن گفت تو کلاه را بده من با هفت نسل تو کاری ندارم . وتازه سه نسل گذشته بود و چهار نسل دیگر مانده بود. 

 

 

 

 

 

 

آداب و رسوم  روستا:

 

  

حنا بند جلد.....................  « پارچه قرمز حنا» .

 

یکی از رسوم کهن این روستا که از قدیم الایام در روستا رایج است حنا بند جلد نام دارد. در شب حنا بندان چند نفر از خانواده داماد برای گرفتن حنا بند جلد به خانه عروس می روند. و مادر عروس یک ظرف حنا با یک پارچه قرمز و ظرفهایی از میوه و شیرینی را به خواهر عروس می دهد و چند نفر از دختران طرف عروس به خانه داماد می روند .و بعد از یک ساعت طرف داماد باهمان ظرف حنا به خانه عرو س می روند و مراسم حنا بندان را شروع می کنند .

 

 

 

  

 

حنا گرفتن پای داماد:

 

بعد ازپایان مراسم در شب حنا بندان دوستان داماد، داماد را به خانه می برند.  و دوستان پای داماد را می بندند دو دست و پای داماد را می گیرند و بلندش می کنند تا از پدر و مادر و برادرها وخواهرهای داماد پول نگیرند داماد را پایین نمی گذارند. پاسخ دهند می گفت: قدیم فقط خانواده داماد بودند اما حالا رسم شده که خانواده عروس را به این مراسم دعوت می کنند  .

 

مراسم مذهبی:

در گذشته بارسیدن ایام محرم کسی از اهالی در خانه نمی ماند اهالی  خودرا دراین ماه مهمان مسجد می دانست. شکل عزاداری مردم خالصانه بوداما حالا محرم دیگر رنگ وبوی گذشته را ندارد.زنجیرزدنها جای سینه زنی را گرفته،فقط آنهایی که زنجیر دارند و می توانند به حالتها وفرمهای خاصی ازآنرا اجرا کنند می توانند در جمع زنجیرزنها قرار گیرند. عده ای دیگرفقط می توانند تماشاگر باشند.

لاریم از گذشته تا حال در روز تاسوا میزبان روستا های اطراف بود .وخوشبختانه این رسم هنوز پا برجا ماند.دراین روز روستاهای مشک آباد،پایین زرین کلا،بالا زرین کلا،کردکلا...... مهمان اهالی هستند .ودر روز بعد همه این روستاها و لاریم مهمان کردکلا هستند.(به گفته خود اهالی)

 

 

يكي از اداب و رسوم جالب و پرهزينه دادن كباب در روز عقدكنان به تمام مهمانان است كه ممكن است تعداد آن‌ها به 500 تا 600 نفر هم برسد. دادن كباب اجباري است. فرق نمي‌كند كه خانواده عروس و داماد ثروتمند باشد يا فقير. حتماً پدر داماد با كمك پدر عروس كباب بدهد. و ندادن كباب نوعي بي‌هنجاري است .

 

 

 

عَلَم رخت كردن:

در غروب هفتم محرم مردم لباس مخصوص عَلم را به تنش مي‌پوشانند و نذري زياد ادا مي‌كنند.

(عَلَم: چوب كلفت و بلندي است كه مردم آن را مقدس مي‌دانند و يكي از ابزارهاي عزاداري است)

 

 

سرگرمي هاوتفريحات:

تفریحات وبازی ها هم مانند سایر چیزها شکل سنتی خودرا از دست داده اگر در گذشته یه پسر روستایی به بازی هایی چون اقوز بازی(گردوبازی) ،چُوکِت کا(یازی شبیه هفت سنگ درآخر گروه بازنده را با چوب می زدند.)....می پرداخت،اما امروزه دیگر از آن بازیها خبری نیست وآن بازی ها جای خودرا به پلی استیشن، بیلیارد..... دادند.

اما سرگرمی پیرمردها همچنان شکل خود را حفظ کرده پیر مردها در ساعات خاصی از روز را در میدان وقهوه خانه روستا می گذرانند.

 

روابط همسایه ها:

 خیلی نزدیک است طوری که همدیگر را خاله وعمو صدا می زنند به گفته خود اهالی همسایه جای برادر وخواهرشان است. زنان همسایه هر روز بعد از ظهربه بهانه پاک کردن سبزی،...... سر کوچه می نشیند.واطلاعات به روز روستا در اختیار این گروه است  گاهی واقع سازی هایشان تعجب برانگیز می شود.(به گفته خود اهالی)

 

 

 

تعاون وهمکاری ها در روستا:

در روستا برخلاف شهر همکاری زیادی وجود دارد.ومردم پشت هم را خالی نمی کنند. یکی از همکاری مهم درروستا در زمینه عروسی می باشد.که هر کدام از همسایه ها وظیفه خاصی را برعهده می گیرد تا به صاحب مجلس فشار زیادی نیاد.یکی مسئول چای دادن می شود ،یکی مسئول شستن ظرفهامی شود.....

از دیگر همکاری های مهم درزمینه کشاورزی است. از آنجا که روستاییان آب مورد استفاده خودرا از رود خانه تامین می کنند یک روز همه اهالی با هم جمع می شود رود خانه را از برگ وچوب... تمیز می کنند.در فصل نشاء ،درو،وجین به عنوان کایر به یکدیگر یاری می دهند.

 

 

 

اهالي محل هم مثل بقيه افراد محل‌هاي ديگر ظاهر بين خاص خود را دارند. نوع لباس، شكل ، شمايل افراد و نوع ماشين و حتي نام خانوادگي طرف نوع روابط او را با مردم محل مشخص مي‌كند. اهالي به تجملات اهميت زيادي مي‌دهند. مراسم عروسي و عزاداري و حتي وليمه‌هاي مكه و كربلا خيلي تجملات و پرهزينه است. اگرچه روستا خيلي پيشرفته است نسبت به روستاهاي اطراف اما مردمانش هنوز باورها و اعتقادات قديمي ، سنتي خود را حفظ كرده‌اند. يعني سنت و مدرنيته در كنار هم.

روستا از نظر تحصيلات و سواد در سطح خوبي قرار دارد و تقريباً بيشتر مردم سواد خواندن و نوشتن را مي‌دانند. اكثر جوانان تحصيلات عاليه دارند. اما با وجود همه روشنگري در اين روستا باز در ميان زن و مرد تفكيك قائلند.

پاسخ دهنده ما يك زن روستايي كشاورز بود كه مي‌گفت:

زنان بيشتر ازمردان كار مي‌كنند اما مزدشان كمتر از مردان است. اكثر كارگران نشاء و درو زن هستند.

زن مي‌گفت: سال قبل براي نشا به زنان 000/10 تومان و به مردان 000/15 تومان مزد مي‌دادند.

 

 

مردم تمام حركات و رفت و آمد همديگر را زير نظر دارند و براي انجام هركاري همديگر را الگو قرار مي‌دهند و تقليد مي‌كنند. همه غروب زنان در هر خانه چند نفر دور هم مي‌نشينند و گويي اخبار آن روز را رد و بدل مي‌كنند.

 

 

 

 

روابط با روستای اطراف:

در گذشته اختلافات زیادی بين روستاها وجود داشت. پاسخ دهنده مي گفت: كه 7 يا 8 سال پيش بين لاريم و مشك‌آباد دعوايي رخ داد كه دعوا بر سر آبندان بود. مشك‌آبادي‌ها مي‌گفتند كه ما در آبندان لاريم سهيم و حق شكار كردن و صيد ماهي و... داريم. اما لاريمي هاي قبول نكردند و اين مسأله باعث اختلاف شد و تا 2 سال پيش هيچ مشك‌آبادي حق آمدن به لاريم را نداشت و اگر مي‌آمد مورد ضرب و شتم قرار مي‌گرفت.

 

 

 

 

وضعيت بهداشت:

در خيابان‌هاي اصلي و فرعي روستا سطل آشغال وجود دارد و هفته‌اي چند روز آشغال‌هاي را جمع‌آوري مي‌كنند و مردم اين كار را مديون دهياري تازه تأسيس روستا هستند. خيابان‌ها و كوچه‌ها تميز بوده و اثري از فاظلاب‌هاي خياباني نيست. اما رودخانه وضعيت خوبي نداشت. خانه‌هايي كه نزيك رودخانه قرار داشتند فاظلاب‌هاي خود را وارد رودخانه مي‌كردند.

پاسخ دهنده مي‌گفت : لاريم تا دو سال پيش از نظر بهداشتي وضعيت خوبي نداشت. وضعيت مغازه‌ها و سلماني‌ها و... هم وضعيت خوبي نداشتند. اما حالا كارهايي كه مركز بهداشت روستا و دهياري انجام داده روستا را زيبا كرده سات. تقريباً بيشتر اهالي از وضعيت بهداشتي روستا راضي هستند.

 

 

  

 

 

 

 

 

دلایل پیشرفت روستا :

روستای مورد بررسی ما یکی از معدود روستاهایی است که در آن بیشترامکانات زندگی امروزی درآن وجود دارد.دراین روستا امکاناتی نظیر بانک،داروخانه،مشاوراملاک،مهدکودک،......... وجود دارد.

هرچند روستا ی مورد بررسی ازقدیم یکی از روستاهای مهم و پرجمعیت بوده اما دلایل پیشرفت این دو دهه اخیر را باید در این عوامل جست:

1:قرار گرفتن این روستا در هم جواری دریا

2:قرار گرفتن بر سر راهای ارتباطی ساری- بابلسر

3:وجود افراد تحصیل کرده در روستا

............

 

روستاي لاريم يكي از بزرگترين و پيشرفته ترين روستاهاي شهرستان جويبار مي‌باشد كه در مقايسه با هر روستايي واقعاً بهتر و پيشرفته است. چون كمتر روستايي را مي‌توان يافت كه داراي بانك و مؤسسه مالي و اعتباري  و داروخانه و... باشد. از علل پيشرفت اين روستا مي‌توان يكي اين مسئله باشد كه در جوار دريا واقع است و هر ساله فصل تابستان ميزان زيادي مسافر را به خود جلب مي‌كند و منبع درآمدي براي اهالي محل مي‌باشد و دولت هم به اين خاطر توجه زيادي به اين روستا كرده است.

از دومين علل پيشرفت روستا اين است كه اين روستا مسير اصلي بابلسر ـ ساري مي‌باشد. چون اين روستا مسافران و افراد زيادي را هر ساله جذب مي‌كند. هتلي در نزديكي اين روستا در حال ساخت مي‌باشد كه مي‌توان باعث زيبايي و پيشرفته‌تر شدن روستا شود.