تبليغاتX
انسان شناسی 84

 

«المجید، الکریم، الوحید، الاحد، الصمد، الغدیر،  المالک، الرحمن، الرحیم، این ها اسامی خداوند متعال است. برای 9نفر بفرست فردا خبر خوبی برات میرسه اگر کوتاهی کنی امسال بد شانسی می یاری باور کن حقیقت داره فقط 9 مسج برای فرستادن نام خدا»

دیروز این اس ام اس یا پیامک برام اومد از دیروز خیلی فکرمو مشغول کرده که با پیشرفت علم و تکنو لوژی مردم سعی می کنند دست گذاشتن روی اعتقادات دیگران هم با این پیشرفتها همخوانی داشته باشه یادم می یاد 7یا 8 سال پیش از این جور مطالب روبا دست می نوشتند و نیمه های شب تو خونه های مردم می ریختد مثلا یکی از این نوشته ها این بود من دختری 15ساله هستم یه بیماری سختی داشتم فلان امام آمد به خوابم گفت تو شفا پیدا کردی خوابتو 20باربنوس به دست مردم برسان  وگرنه .......  و اون کسی هم که می خوند یاید 20 بار می نوشت ...

از این جور مطالب کم نیست نمی خوام بگم خواب وشفا پیدا کردن دروغ اما این که 20 بار یه خوابی رو  بنویسی  یا این که اسم خدا رو برای چند نفر اس ام اس کن تا خبر خوبی بشنوی وگرنه اتفاق بد برات می ا وفته به نظرتون خند دار  نیست . حتما چند روز دیگه برامون کامنت می ذارن که برای 9نفر این متنو کامنت کن وگرنه کامپیوتر می سوزه... بابا یکی نیست به این آدما بگه بابا مسلمونی ودین وایمان خدا یعنی این که من باید برای 9نفر پیامک بدم وگرنه استغفرالله کافرم وخدا رو قبول ندارم.   اعتقاد به خدا موضوعی بود که حتی ذهن انسان های اولیه هم رو به خودش مشغول کرده بود خدا و باور های مذهبی وآداب ومناسک تو هر دینی هست چه اسلام چه یهود چه بودا و چه در ادیان ابتدایی که به توتم اعتقاد داشتند وجود داشته ودارد .

نمی خوام در مورد ادیان بحث کنم بحث در مورد ادیان خیلی وسیعه کار یکی دو صفحه هم نیست ترم گذشته برای کنفرانس درس نظریه های مردم شناسی 3بار کتاب صور بنیانی حیات دینی ایمل دورکیم رو خوندم ولی بازم  جاهایی از آن برام شناخته شده نیست. بگذریم . درمورد این پیامک واقعا عجیب شما جای من بودین چه کار می کردین ؟؟؟؟؟  راستش من  برای اون 9نفر نفرستادم اما به اون کسی که برام این اس ام اس رو فرستاد زنگ زدم تا دلیلشو از این کار بدونم اما بشر به من اصلا اجازه حرف زدن نداد فقط گفت حتما برای 9نفر بفرت وگرنه......... تازه بعدش بر می گرده به من میگه آدم می وقتی می ره دانشگاه اعتقاداتش سست می شه شما درس خونده ها خدارو فراموش کردیدن فکر می کنید چون سواد دارین خدارو باید فراموش کرد !!!!!!!!!!!!اینم طرز تفکر آدمای دوروبرمون که کم هم نیستند.

مردم سعی می کنند برای اینکه اعتقاد مردم رو بسنجد دست به چه کار هایی می زنند. یه دوره ای با خودکار روی کاعذ می نوشتند امروز پیامک میدن فردا کامنت می ذارن پس فردا ................ خدا می دونه . این  هم از ذهن و خلاقیت بشر امروز .

+ نوشته شده توسط پورلاریمی در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 0:47 |

نمی دونم چقدر با زندگی در یه جایی مثل روستا یا یه شهر کوچیک که همه همدیگه رو می شناسند آشنایی

دارید. البته نمی خوام بگم زندگی تو همچین جایی بد اما خوب همچین خوب خوب نیست...  خصوصا در

مناطق روستایی که همه سعی می کنند تو کار هم دیگه دخالت کنند.برای دیگران تصمیم بگیرن. حتی به غذا

خوردن مردم کار دارن. همین دیروز بود توی حیاط خونه خودمون بودم که صدای زنان همسایه که طبق یه

عادت قدیمی غروب که می شه دم در خونه ها می شینند، آخرین خبرهای محل رو ردو بد می کنند شنیده

بودم «آره فلانی دیشب شام نون وچای خورده» آخه یکی نیست به اینا بگه اینم شده خبر مهم......

این دسته خبرا کم نیست. فقط کافی 5دقیقه پیششون بایستی اون وقت می فهمی من چی می گم.

فلانی چرا دخترشو فرستاده دانشگاه. دخترو چه به درس خوندن.اصلا با چه دل وجراتی دخترشو می فرستده

بره یه شهر دیگه..

چرا دخترش ساعت 8اومد. یعنی تا اون موقع دانشگاه بود.....

آخه این چه کاریه پسر فلانی داره ؟! نه بیمه داره ، نه سابقه کار واسش حساب میشه ، 

آینده اش چی می شه ؟کی بهش دختر می ده .......

درست که تموم شد تازه حرف های بعدی شروع می شه : چرا ازدواج نمی کنه ؟

سنش رفته بالا.حتما منتظره که یه دکتر، مهندس بیاد......

بعد که با کلی حرف و حدیث ازدواج می کنیم، با گذشت یکی دو سال حرفهای تازه تری به گوش می رسد؛  

حتما با هم مشکل دارن که بچه دار نمی شن ، عیب و ایراد از کدومشونه ؟ بیخود می گن فعلا توافق کردیم

بچه دار نشیم ...

بچه ی اول که می آید ، هنوز پوشکی است که حرفهای بعدی می آید : یکی کمه ، دومی که بیاد جفتشون

جوره ، یه بچه دیگه زندگی رو محکم می کنه...

و بچه دوم می آید .

تبصره ۱ : اگر هر دو تا بچه پسر باشند :خونه بی دختر بی محبته ، آخی دختر ندارن .. . اگر هر دو بچه دختر

باشند :  سر پیری به کی تکیه می کنه؟

تبصره2:اگه بچه شو مدرسه غیر انتفاعی بفرسته : می گن: اوه اوه ، به ما که می رسن میگن پول نداریم.

تبصره ۳ : اگر پولدار باشیم ؛ببین مال کی رو خورده که پروار شده ...!

اگر فقیر باشیم ؛ بی عرضه دست و پا چلفتی، عرضه نداره گلیم خودشو از آب  بیرون بکشه.

تبصره ۴ : اگر شیک بپوشی ؛ می گن: خجالت نمی کشه ؟ مثل مدلهای ماهواره شده ؛ مثل میمون تقلید می

کنه !... اگر بی خیال باشی ؛می گن: به خودش نمی رسه ، عین امل ها می چرخه ...

تازه بعد از مرگ هم قضیه تمام نمی شه. در بالای قبر ،  مردنش هم به آدم نرفته ، این هم جاست که چالش

کردن ؟ این چه وقتش بود که مرد ؟ تو این سرما ( یا گرما )! از کار و زندگی افتادیم .

 

******************************

حرف حساب:

میشه اصلا به حرفاشون توجه نکرد زندگی خودتو بکنی. هر کی هر چی دلش می خواد بگه حرف باد هواست

 

امروز می گن فردا یادشون می ره.چون فردا یه سوژه دیگه پیدا می کنن.

 

اما می خواستم بگم این زنان نقش زیادی در بزرگ کردن یه حرف دارن خیلی وقت ها یه موضوع کوچیک

 

اونقدر بزرگ می کنن که مثل یه بمب منفجر می شه. اخبار خیلی زود در دسترس همگان قرار می گیره.اصلا

 

احتیاجی به چاپ کردن اعلامیه ... نیست.

 

 

+ نوشته شده توسط پورلاریمی در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 و ساعت 21:29 |

(لاریم) . (اِخ ) نام موضعی از مشک آباد ساری . (مازندران و استرآباد رابینو1 ص 6،13، 48، 49، 121، 158 بخش انگلیسی ). دهی از دهستان گیلخوران بخش مرکزی شهرستان شاهی2 واقع در یازده هزارگزی شمال خاوری جویبار کنار رودخانه ٔ سیاهرود. دشت معتدل و مرطوب و مالاریائی . دارای 1300 تن سکنه ٔ شیعه ٔمازندرانی زبان . آب از رودخانه ٔ سیاه چاه ، محصول برنج و غلات و پنبه و کنجد و صیفی . شغل اهالی زراعت و حشم داری و راه مالروست . (فرهنگ جغرافیائی ایران )
1: رابینو«جهانگرد فرانسوی » که حدود 150 سال بیش  به این روستا سفر کرده بود و در آن زمان این روستا 200خانوار داشت....

2: شهرستان شاهی..... در گذشته نام شهرستان قائم شهر بود.

 

+ نوشته شده توسط پورلاریمی در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 19:29 |

این ترم جامعه شناسی پزشکی داشتیم .استادمون هم گفته بود که روستایی را انتخاب کنید ودر مورد بیماری ها ودرمان های  سنتی که وجود دارد تحقیق کنید من هم روستای خودم رو انتخاب کردم .  

لاریم

معرفي روستا به لحاظ موقعيت جغرافيايي:

 

لاریم از نظر موقعیت جغرافیایی به طول جغرافیایی 50 -52 و عرض جغرافیایی 36 - 45 در حاشیه شمالی شهرستان جویبار از بخش گیلخواران واقع شده است .اين روستا با ارتفاع منفي 20 متر از سطح آ بهای دریای آزاد قرار دارد.مجموعه روستایی لاریم به عنوان بزرگترین روستای شهرستان جویبار در قسمت شمالی آن واقع شده است. این روستا از سمت شمال در فاصله 4کیلومتری به دریای خزر،از سمت جنوب به روستاهای ایزد خیل ورنگریز محله، از سمت شرق به روستاهای بالا زرین کلا و پایین زرین کلا و از سمت غرب به روستاهای علی آباد و کرد خیل محدود می گردد. راه دسترسی به مجموعه روستایی لاریم  از طریق محور ساری__لاریم بوده وفاصله این روستا با شهرستان جویبار 12کیلومتر،با شهرستان ساری25کیلومتر و با شهرستان بابلسر 25کیلومتر می باشد.  

 

تحولات جمعيتي روستاهاي حوزه نفوذ لاريم طي سال هاي 1382-1345

نرخ رشد

بعدخانوار

تعدادخانوار

جمعيت

سال

-

23/5

425

2223

1345

47/2

36/5

529

2836

1355

91/3

27/5

790

4161

1365

70/0

10/5

874

4461

1375

06/0-

90/3

1140

4441

1382

 

 

   مأخذ: سازمان مديريت و برنامه ريزي استان مازندران، فرهنگ آباديهاي شهرستان جويبــار سال هاي

 1345،1355،1365و 1375

                                     ×         مركز بهداشت شهرستان جويبار

 

  

سال

 

جمعيت      

 

تعدادخانوار    

 

 

1387

 

    

5424

 

 

1551       

 

 

 

 

 

 

معرفی امکانات وخدمات بهداشتی ودرمانی :

این روستا دارای مرکز بهداشت است که متشکل از خانه بهداشت ،آزمایشگاه، درمانگاه، داروخانه.. می باشد در خانه بهداشت هر یک از اهالی دارای یک پرونده بهداشتی اند . در این مرکز هفته ای دوبار آب آشامیدنی مورد آزمایش قرار می گیرد . نمک مصرفی خانوار رااز لحاظ داشتن ید مورد آزمایش قرار می گیرد. طبق بررسی افراد این مرکز از 1551خانوار روستا 281خانوار دارای فاضلاب بهداشتی هستند.(18%). و 72% آنها دارای فاضلاب غیر بهداشتی اند.

از جمله کارهای دیگر آموزش سالمندان در خوردن غذاها می باشد از لحاظ نمک، چربی.... و اندازه گیری فشار ، قند.... سالمندان که ماه یک بار موردآزمایش قرار می گیرد.

از 63 مرکز توزیع مواد غذایی ؛نانوایی ها،قصابی،قهوه خانه، کبابی،ساندویچی.... فقط 20تا ازاین مراکز بهداشتی اند. بیشترمغازه ها کارت بهداشت دارند.

از 5مدرسه ای که وجود دارد هیچ کدام از آنها بهداشتی نیستند و به عنوان یک مدرسه خوب به حساب نمی آیند...

 

یکی از نگرانی های افراد این مرکز در مورد افرادی می باشد که در منزل خود دام وطیور نگهداری می کنند که همچنان شکل سنتی خود را حفظ کرده . در این روستا 68 خانوار از دام نگهداری می کنند که جمع آوری فضولات آن صفر است واین عامل انتقال بسیاری از بیماری ها به انسان می شود.

 

 

شیوه های مواجه ودرمان بیماری:

 

روستای مورد بررسی ما هر چندیک روستای پیشرفته ای بود ولی هنوز برخورد آنها با بیماری وشیوه ی درمان آن به صورت سنتی صورت می گیرد.

1: کسی که دچار درد گوش شود سیر را می پختند ودرگوش می گذاشتند.

2: کسی که چشمش برق جوش گرفته باشد سیب زمینی رنده می کردند وروی چشم قرار می دهند.

3: اگرکسی که دچار کمردرد می شد، باید فردی که دو قلو بود با پا روی کمر فرد می زد.

4: اگر کسی دچار درد ناف می شد پارچه نازدکی را دور انگشت اشاره می گذاشتندودور ناف سه بار می پیچانند.

5: اگر کسی دچار اریون می شد(نوعی بیماری که اطراف گلو ورم می کند)فردی که بچه خوک را کشته باشد به مدت یک هفته با روغن گلو فردرا مالش می دهد.

6:کسی که دچار افسردگی می شود پیش دعا نویس می رود وبا انداختن دعا دور گردن خود را درمان می کند.

7: برای درمان فردی که دچار زخم چشم یا همان شوری چشم شده باشدباید خاک زیر کفش آن فردی که چشم زده را به فرد بیمار دهند.

8: خوردن سرکه هفت ساله تمام بیماریها را درمان می کند.

9: برای تمیز کردن خانه وازبین بردن میکروب هر روز در خانه اسپند دود می کنند.

10: اگر یکی از اعضای خانه دچار سرماخوردگی شود باید یک عدد پیاز را از وسط نصف کند ودر اتاق قرار دهد تا بقیه افراد سرمانخورند.

11: کسی که دچار سرماخوردگی می شود برای این که نفس کشیدن برایش راحت ترشود کدوحلوایی را بخار پز می کنند می خورند.

12: برای تمیز کردن دندان از عدس سوخته (خاکستر عدس)استفاده می کردند.

13: برای کاهش درد دندان از آب پیاز استفاده می کنند.

14:برای کاهش درد مثانه از پیاز رنده شده استفاده می کنند.

15:برای دل درد ودرد معده  گل پر وشاخه نبات وآب جوش را با هم مخلوط می کنند برای ساکت کردن درد می خورند.

16: برای ورم عضلات(دست و پا) از نمک وتخم مرغ و زردچوبه استفاده می کنند.

17:برای کاهش درد گلو برنج گرم را داخل یک پارچه تمیز می پیچانند و روی گلو می بندد.

18: برای بند آمدن اسهال چای خشک وشکر را با هم می سابندو می خورند.

19: برای تقویت ریشه مو حنا و زرده تخم مرغ را مخلوط کرده وروی مو قرار می دهند.  

20:خوردن یه عدد سیر قبل از خوردن صبحانه باعث کاهش وزن می شود.

 

باور های فرهنگی رایج در روستا:

 

_ زنی که تازه فرزند به دنیا آورده تا 10روز نباید تنها بماند چون جن زده می شود.یا به باور روستاییان فرزند او را عوض می کنند.

_ پسر و دختری که تازه عقد کردند تا 3 روز نباید تنها یی جایی بروند .

_ اگر کسی عطسه کرد باید 10تا15 دقیقه صبر کند و کاری انجام ندهد.

_ دونفر نباید از دست یکدیگر تخم مرغ بگیرند چون ممکنه دعوا کنند.

_ روز چهار شنبه حمام نروند.چون جن در حمام است.

_ برای دوری از چشم زخم دعا دور گردن می گذارند.

_ زیر درخت گردو نباید رفت چون جن وجود دارد.

_ اهالی به چشم زخم یا همان شوری چشم اعتقاد زیادی دارند و معتقد اند چشم شور ممکن زندگی آن ها را ازاین رو به آن رو کند. فردی که مورد زخم چشم قرار گرفته برای این که از عذابی که قرار است بیافتد در امان باشد خاک کفش طرف مقابل را می خورد.

 

الگوی تغذیه:

اهالی برای درست کردن غذا وقت زیادی را در نظر می گیرند.بیشتر غذاهای آنها همراه با برنج است . به عقیده آنها اگر برنج نخورند خوابشان نمی برد. بیشتر غذاهایشان طبیعی است صبح را با خوردن شیر و پنیر

محلی آغاز می کنند. خوردن بعضی از غذاها را مخصوص فصل خاصی می دانند.   مثلا:

-        خوردن کدو پلو با پرنده صحرایی در فصل زمستان .

-        خوردن آش چهل گیاه در روز چهار شنبه سوری.

-        خوردن حلیم نذری در اربعین حسینی. که عقیده دارند که حتی یک قاشق هم که شده باید بخورند.

-        .......

 

 

بیماری های رایج در این منطقه که منجر به مرگ می شود،بیماری های قلبی ، فشار خون بالا، دیابت،سرطان، بیماری های عفونی وانگلی.....

اما در بین موارد نام برده شده  موارد زیر درصد زیادی را به خود اختصاص داده:

1: سکته مغزی وقلبی(در بین پیران)

2: سوانح وتصادفات

3: دیابت

 

 

سکته

65%

 

فشار خون بالا

55%

 

دیابت

26%

 

بیماری های روانی

24%

 

 

 

 

 

 

 

 

                    

_روستای لاریم یکی از قطب های بیماری تالاسمی است که حرف اول را در منطقه جوبیار می زند.

 

_در روستای لاریم به دلیل باورهای  مردم بیماری روحی را جز بیماری نمی دانند. وکسی که از نظر روحی مشکل داشته باشد جن زده می دانند و سعی می کنند که با رفتن پیش دعا نویس فرد را درمان کنند.  

 

 

لاریم

                طبیعت لاریم        

 

+ نوشته شده توسط پورلاریمی در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 19:29 |

 

چند وقت پیش  استادمون یه سوالی توی کلاس مطرح کرده بود که با همه سوالها فرق می کرد. سوالشو این بود که فرض کنید کنار رود راین توی آلمان نشسته اید دلتون برای چه چیز ایران تنگ میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سوالشو تو وبم گذاشته بودم .  چند نفری به این سوال جواب دادند . قرار شده بود از جوابهایی که دادند بهترین رو توی وبم بذارم ...............

از امروز  فرجه هامون شروع شده بود .امروز رو فقط اختصاص دا دم به این که تحقیقهایم رو کامل کنم تا از فراد بشینم درسهام رو بخونم. بعد مدتها یه وب گردی حسابی کردم دیدم که یکی از همکلاسی هام جواب این سوال رو خیلی قشنگ داده بود دلم نیومد که این جا هم ثبتش نکنم.... البته با اجازه از خانم نیک بخت من هم جواب آزاده رو تو وبلاگم ثبت می کنم.

آزاده جعفري دانشجوي رشته انسان شناسي دانشگاه مازندران كنار رود راين نشسته و دلش براي ايران تنگ شده . اگه دلتون مي خواهد بدونيد دلش براي چي ايران تنگ شده نوشته زير رو بخونيد .

 

 

هر وقت که به یاد ایران می افتم به کنار راین می يام و با دیدن اون کمی آرامش می گیرم.

اما امروز وقتی به اون نگاه می کنم ، بیشتر احساس دلتنگی می کنم . نمی دانم چرا امروز دلم گرفته است . وقتی امروز بهش نگاه می کنم ، فکر می کنم برام یه همزبون شده و من می تونم درد دلم را براش بگم. با دیدن اون یه حس دیگه ای پیدا کردم . به یاد تالار محله خودم افتادم . اشک در چشمانم حلقه زده است و می خوام گریه کنم تا راین اشک چشمانم را به طرف رودخونه  محله خودم ببره و با صدای خروشانش به مردم محله ام بگه که چقدر دلم براشون تنگ شده.

دلم برای روستام تنگ شد . روستای کوچکی که با جنگل های اطراف ، رودخونه و ریل راه آهن زیباییش وصف نشدنیه.

رودخونه محله ام چقدر زیباست . رودی که اطراف اون زمین شالیزاریه . دلم برای اون روزها تنگ شد . برای روزهایی که کشاورز های محل با پل چوبی کوچکی که بر روی اون درست کرده بودند به زمین شالیزاری می رفتند. احساس می کنم پدرم ، مادرم ، پدر برزرگ و مادربزرگ را می بینم که هر کدوم تو زمین شالیزاری دارن کاری انجام می دهند. پدربزرگ که با تیلر و گاو آهن زمین را شخم می زنه ، پدر که با بیل مرزها را درست می کنه، مادر و مادربزرگ که زمین و خزونه را آماده می کنن.

به یاد غروب هایی افتادم که پدربزرگ به تنها